زبان هاي ديگر سايت گروه اينترنتي جرقه داتكو

مترجم سایت


سيستم هاي همكار گروه اينترنتي جرقه داتكو
وبلاگ پشه خفن ترين وبلاگ اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
محل تبليغات شما محل تبليغات شما
محل تبليغات شما محل تبليغات شما

شرايط تبادل بنر
  عاطفي - .::گروه اينترنتي جرقه داتکو::. عاطفي - .::گروه اينترنتي جرقه داتکو::.

عاطفي - .::گروه اينترنتي جرقه داتکو::.

امیدوارم لحظات خوبی در جرقه داتكو داشته باشید***

شنبه 30 ارديبهشت 1391

منوی اصلی

موضوعات
بدون موضوع
هنري
فرهنگي
موبايل
كامپيوتر
فيلم
موزيك
درماني
ديگ احساس
تغذيه
مذهبي
ورزش
داستان و حكايت
زيبايي
علمي
متن لاتين
عارفانه
طنز و سرگرمي
اهدا اعضا
بيوگرافي
* بخش ويژه
تاريخ
اس ام اس و پيامك
گالري تصاوير
آموزشي
برنامه نويسي
برنامه نويسي تحت وب
برنامه نويسي موبايل
سخن بزرگان


آرشیو
» اردیبهشت 1391
» فروردین 1391
» اسفند 1390
» بهمن 1390
» دی 1390
» آذر 1390
» آبان 1390
» مهر 1390
» شهریور 1390
» مرداد 1390
» تیر 1390
» خرداد 1390
» اسفند 1389
» بهمن 1389
» دی 1389
» آذر 1389
» آبان 1389
» شهریور 1389
» تیر 1389
» فروردین 1389

مدیران سایت
» گروه جرقه داتکو(39)
» مهندس سعيد كريمي(719)
» جرقه عشق(0)

نظرسنجی
سلام نظرت در مورد جرقه داتكو چيه ؟
نتايج|| آرشیو نظرسنجی

خبرنامه

برچسب
, * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * , , يك نكته از دكتر علي شريعتي , , ج‏2 , ج‏1 , ج‏52 , ج‏3 , . , said , love's divine Please forgive me now I see that I've been blind Give me love , عاشقم باش , هومن شریفی , مناظر ,

اخبار روز گروه جرقه داتكو

پيامك روز گروه جرقه داتكو

پ ن پ روز گروه جرقه داتكو

افزايش آمار و باكس
takbox
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
magicpc
افزايش آمار بازديد
mdpars
لینک باکس هوشمند ام دی پارس
pardisbox
سیستم جامع افزایش بازدید پردیس باکس
tabadol
سیستم افزایش آمار هوشمند مجیک

پيشنهادات جرقه داتكو به شما

مكان نما گروه جرقه داتكو

رتبه آنلاين جرقه داتكو در دنيا و ايران

آخرین مطالب انجمن

جرقه داتكو

تمامی حقوق این سایت براساس قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد .

 

این سایت كليه مراحل ثبت در سامانه ساماندهی سایت های اینترنتی ( www.Samandehi.ir ) جهت اخذ مجوز را پشت سر گذاشته است .


كاربر گرامي براي ديدن كليه قوانين لطفا از منوي سمت راست وارد موضوع اطلاعيه شويد و يا بر روي لينك زير كليك كنيد .

قوانين 

 

در ضمن اين سايت افتخار دارد تا به كليه دوستاني كه در سايت ثبت نام مي كنند اينترنت رايگان هديه دهد كه روزانه به مدت 2 ساعت مي باشد . 


براي اطلاع از موارد ذيل تنها روي لينك ها كليك كنيد

 

رتبه الكسا گروه اينترنتي جرقه داتكو


زمان پايداري از ايجاد تا اين لحظه گروه اينترنتي جرقه داتكو


 سئو گروه اينترنتي جرقه داتكو

 


ارسال پيامك رايگان جرقه داتكو

با سلام از امروز كليه بينندگان سايت نيز ميتوانند پيامك رايگان ارسال نمايند


صفحه ارسال پيامك رايگان گروه اينترنتي جرقه داتكو 


فروش پروژه دوره کاردانی

فروش پروژه دوره کاردانی


باسلام

این بخش راه افتاد

پروژه رشته کامپیوتر برنامه نویسی گرایش نرم افزار دوره کاردانی

مدیریت جامع درمانگاه

فایل اجرایی و نصب 15000 هزار تومان

 

 

 

 مستندات کامل 5000 هزار تومان

 

 

 

 

سورس برنامه 10000 هزار تومان

 


ستاپ و اوتو ران 5000 هزار تومان

 

 

 

 

 

خريد كلي 35000 تومان

 

 


نحوه خرید تماس با شماره -09124342542-09361295534-09379109285

و دریافت شماره کارت بانکی و واریز وجه و پس از تایید

دریافت فایل ها از طریق ایمیل یا سی دی به در خواست مشتری


از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !  

از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!
همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...

یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.

آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...

چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد "آی گرگ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!

مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.

بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه ""گوسفندان""، ""چماق"" و ""سگ های نگهبان"" خود را به یک نفر نسپاریم**.


حکایت چهار دانشجو

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:

که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.

استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:
1. نام و نام خانوادگی؟ 2 نمره

2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟ 18 نمره

الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیك سمت چپ عقب
بنظر شما دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟!


مورچه و سلیمان

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...
چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...


آیینه و شیشه

جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...


میمون ها و کلاه فروش

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!
بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.
به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...
یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند!
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!
نکته : رقابت هیچگاه سکون نمی شناسد


تغییر دنیا

بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: "کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!"


زشت ترین دختر کلاس

دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...

شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست


مفهوم خانواده
با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!

کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی

در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...

کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...

آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!

چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !,از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در پنجشنبه 17 فروردين 1391 ساعت 5:13 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:12

"شنيدن صداى دل"  

"شنيدن صداى دل"
باران خوبی باریده بود و مردم دهکده شیوانا به شکرانه نعمت باران و حاصلخیزی مزارع عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و به شادی پرداختند. تعدادی از شاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار او به مردم پراکنده در دشت خیره شده بودند.
در گوشه‌ای دو زوج جوان کنار درختی نشسته بودند و آهسته با یکدیگر صحبت می‌کردند. آنقدر آهسته که فقط خودشان دوتایی صدای خود را می‌شنیدند. در گوشه‌ای دیگر دو زوج پیر روبه‌روی هم نشسته بودند و در سکوت به هم خیره شده و مشغول نوشیدن چای بودند. در دوردست نیز زن و شوهری میانسال با صدای بلند با یکدیگر گفت‌وگو می کردند و حتی بعضی اوقات صدایشان آن قدر بلند و لحن صحبتشان به حدی ناپسند بود که موجب آزار اطرافیان می‌شد.
یکی از شاگردان از شیوانا پرسید: "آن دو نفر چرا با وجودی که فاصله بینشان کم است سر هم داد می‌زنند؟"
شیوانا پاسخ داد: "وقتی دل‌های آدم‌ها از یکدیگر دور می‌شود آن ها برای این که حرف خود را به دیگری ثابت کنند مجبورند عصبانی شوند و سر هم داد بزنند. هر چه دل‌ها از هم دورتر باشد و روابط بین انسان‌ها سردتر باشد میزان داد و فریاد آن ها روی سر هم بیش تر و بلندتر است. وقتی دل‌ها نزدیک هم باشد فقط با یک پچ‌پچ آهسته هم می‌توان هزاران جمله ناگفته را بیان کرد. درست مانند آن زوج جوان که کنار درخت با هم نجوا می‌کنند. اما وقتی دل‌ها با یکدیگر یکی می‌شود و هر دو نفر سمت نگاهشان یکی می‌شود، همین که به هم نگاه کنند یک دنیا جمله و عبارت محبت‌آمیز رد و بدل می‌شود و هیچ‌کس هم خبردار نمی‌شود. درست مثل آن دو زوج پیر که در سکوت از کنار هم بودن لذت می‌برند. هر وقت دیدید دو نفر سر هم داد می‌زنند بدانید که دل‌هایشان از هم دور شده است و بین خودشان فاصله زیادی می‌بینند که مجبور شده‌اند به داد و فریاد متوسل شوند."


گزارش تخلف

برچسب:"شنيدن صداى دل","شنيدن صداى دل",عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:"شنيدن صداى دل"
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در يكشنبه 01 فروردين 1389 ساعت 1:01 ق.ظ|+| نظرات(3)
بازدید از پست:58

معجونه آرامش  

معجونه آرامش
کسری انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند.

چون روزی چند بر این حال بود،کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند.

آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.

بدو گفتند:در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم!

گفت:معجونی ساخته ام از شش جزئ و به کار می برم و چنین که می بینید مرا نیکو می دارد.

گفتند: آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید

گفت:آری جزئ نخست اعتماد بر خدای است ،عزوجل،

دوم آنچه مقدر است بودنی است،

سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست.

چهارم اگر صبر نکنم چه کنم،پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش نیازارم،

پنجم آنکه شاید حالی سخت تر از این رخ دهد.

ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد

چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت...

سخن روز : تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است.داستایوفسکی


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:معجونه آرامش,معجونه آرامش,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:معجونه آرامش
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در پنجشنبه 03 فروردين 1391 ساعت 8:48 ق.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:18

قلب  

قلب
روزی مرد جوان و بلند بالائی به وسط میدانگاه دهکده رفت و مردم را دعوت به شنیدن نمود .

او با صدای رسائی اعلام کرد که صاحب زیباترین قلب دهکده می باشد و سپس آنرا به مردم نشان داد .

اهالی دهکده وقتی قلب او را مشاهده کردند ، دریافتند که گرد و بزرگ وبسیار صاف بوده و با قدرت تمام و بدون نقص میتپد ، لذا همگی به اتفاق ، ادعای او را پذیرفتند ...

اما در این بین ، پیرمردی که از آن نزدیکی میگذشت به آرامی به مرد جوان نزدیک شد و رو به مردم گفت : قلب تو به زیبائی قلب من نیست ، بنگرید...

وقتی اهالی بدقت به سینه آن پیرمرد نظاره کردند ، دیدند که قلب او ریش ریش شده و وصله های نامنظمی بر رویش دیده میشود و برخی قسمتها نیز سوراخ شده است ، تازه بخشیهائی از قلب کنده شده و جایشان هنوزخالی باقی مانده بود !!!

مرد جوان به تمسخر گفت : تو به این میگوئی زیبا ؟!!

پیرمرد پاسخ داد : آنقدر زیبا که بهیچ وجه حاضر نیستم آنرا با مال تو عوض کنم !

جوان با حالت تعجب پرسید : می شود محاسن این قلب را برای ما شرح بدهی ؟!

پیر مرد پاسخ داد : این وصله ها که میبینید مربوط به انسانهائی است که در طول عمرم دوستشان داشته و یا بدانها عشق ورزیده ام . من برای ابراز خالصانه عشقم بدانها ، بخشی از قلبم را کنده و به ایشان هدیه داده ام ، آنان نیز همین کار را برایم انجام دادند و این وصله های ناهمگون بدان سبب است...!

سوراخهائی که میبینید آثار رنجهای بزرگ و کوچکی است که در طی این دوران بر من وارد شده است !

و اما این جاهای خالی ، مخصوص انسانهائی است که عشقم را به آنها ابراز نموده ام و هنوز هم هنوز است امیدوارم که روزی آن را به من باز گردانند ...

اشک در چشمان مرد جوان حلقه زد و به نزد پیرمرد رفت و بخشی از قلبش را کند و در جای خالی قلب آن پیرمرد وصله زد...




سخن روز : شريف ترين دلها دلي است که انديشه ي آزار کسان درآن نباشد. زرتشت


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:قلب,قلب,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:قلب
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در سه شنبه 09 اسفند 1390 ساعت 12:19 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:32

داستان عشق و دیوانگی  

داستان عشق و دیوانگی


در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک.


با سلام براي ديدن مطلب به ادامه مطلب مراجعه كنيد .

 


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:داستان عشق و دیوانگی,داستان عشق و دیوانگی,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:داستان عشق و دیوانگی
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در جمعه 21 بهمن 1390 ساعت 4:01 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:33

این نیز بگذرد...  

باسلام جهت سبكي صفحه اصلي همه مطالب در ادامه مطلب قرار داده شده روي لينك ادامه مطلب كليك كنيد دوست عزيز جرقه اي ما


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:این نیز بگذرد... ,این نیز بگذرد... ,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:این نیز بگذرد...
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در چهارشنبه 09 آذر 1390 ساعت 11:10 ق.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:79

اعتماد بنفس  

مطلب را در ادامه مطلب بخوانيد

تذكر : اگر عضو سايت شويد ميتوانيد روزانه دوساعت رايگان به اينترنت متصل گرديد. 


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:اعتماد بنفس,اعتماد بنفس,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:اعتماد بنفس
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در پنجشنبه 05 آبان 1390 ساعت 1:04 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:93

احساس واقعی  

 

مطلب را در ادامه مطلب بخوانيد

تذكر : اگر عضو سايت شويد ميتوانيد روزانه دوساعت رايگان به اينترنت متصل گرديد. 

 


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:احساس واقعی,احساس واقعی,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:احساس واقعی
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در دوشنبه 23 آبان 1390 ساعت 1:04 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:40

او 1009 بار جواب رد شنيد  

سلام مطالب در ادامه مطلب بخوانيد


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:او 1009 بار جواب رد شنيد,او 1009 بار جواب رد شنيد,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:او 1009 بار جواب رد شنيد
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در چهارشنبه 27 مهر 1390 ساعت 8:01 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:82

فصل عريان عشق  

سلام مطالب در ادامه مطلب بخوانيد


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:فصل عريان عشق,فصل عريان عشق,ديگ احساس,عاطفي,

موضوعات:ديگ احساس,عاطفي,

منبع:فصل عريان عشق
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در جمعه 29 مهر 1390 ساعت 12:52 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:90

لحظه اي شيرين  

سلام مطالب در ادامه مطلب بخوانيد


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:لحظه اي شيرين,لحظه اي شيرين,ديگ احساس,عاطفي,

موضوعات:ديگ احساس,عاطفي,

منبع:لحظه اي شيرين
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در سه شنبه 26 مهر 1390 ساعت 12:52 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:86

افسانه يک عشق  

سلام مطالب در ادامه مطلب بخوانيد


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:افسانه يک عشق,افسانه يک عشق,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:افسانه يک عشق
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در چهارشنبه 04 آبان 1390 ساعت 3:48 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:78

هنوز باور ندارم  

سلام مطالب در ادامه مطلب بخوانيد


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:هنوز باور ندارم,هنوز باور ندارم,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:هنوز باور ندارم
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در پنجشنبه 05 آبان 1390 ساعت 3:48 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:39

کوتاه ولي عميق  

سلام مطالب در ادامه مطلب بخوانيد


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:کوتاه ولي عميق,کوتاه ولي عميق,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:کوتاه ولي عميق
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در يكشنبه 01 آبان 1390 ساعت 12:05 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:106

احساس عشق  

سلام مطالب در ادامه مطلب بخوانيد


گزارش تخلف
ادامه مطلب
برچسب:احساس عشق,احساس عشق,عاطفي,

موضوعات:عاطفي,

منبع:احساس عشق
نوشته شده توسط مهندس سعيد كريمي در پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 8:44 ب.ظ|+| نظرات(0)
بازدید از پست:84

مطالب گذشته

باكس دوستان جرقه داتكو

پيشنهادات جرقه
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها

اطلاعات
  ورود به حساب کاربری خود
فراموشی رمز عبور
نام کاربری:
رمز عبور:
 

آمار سایت
بازدید های امروز: 54419
بازدید های دیروز: 209125
بازدید این ماه: 5854315
بازدید های امسال: 15065818
بازدید های کل: 42081017
کاربران مهمان آنلاین: 711
کاربران عضو آنلاین: 1012
مجموع کاربران آنلاین: 1723
کل مطالب: 7581
کل اعضاء:7219
آمار لينك باكس جرقه داتكو



درباره سایت


با سلام خوشبختي ما در سه جمله است. تجربه از ديروز استفاده از امروز اميد به فردا... ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم. حسرت ديروز اتلاف امروز ترس از فردا از دكتر علي شريعتي * يافتن آب به عشق است نه به سعي اما پس از سعي .::گروه اينترنتي جرقه داتکو::.

درباره سایت

نام و نام خانوادگی:
نام کاربری:
رمز عبور:
تکرار رمز عبور:
پست الکترونیک:
 
کد امنیتی:
 


معرفی سایت به دوستان
ایمیل شما:
ایمیل دوست:


اخبار سایت
-تولد وب سايت گروه اينترنتي جرقه داتكو
-تبريك دهه فجر + هدايا
-بازگشت دوباره
-فال بگيريد براي شب يلدا
-تبادل لينك
-عضويت در سايت
-اينترنت رايگان
-زبان هاي جديد براي سايت

لینک به ما
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " .::گروه اينترنتي جرقه داتکو::. " قرار دهید و لینک خود را در بخش ارسال لينك قرار دهید تا چنانچه ما را لینک کرده اید به طور خودکار لینک در سایت ما قرار می گیرد . 
بزرگترین دیتابیس چت ایرانیان - WildBuzz
میزبانی وب و دامنه
فتو بلاگ عمره دانشجويي كاروان عمّار
بهارانه
دنیای نیمباز
افزایش تضمینی رتبه الکسا
وبلاگ پشه خفن ترين وبلاگ
سایت تفریحی دختر پسرای ایرونی
رســـــــانـــــــه بــــــــــــروزيــــــنــــــــه
اخبار و آگهی استخدام ایرانیان
ابنبات چوبی
WELCOME TO TERMINATOR
شارژ آنلاين ايرانسل و همراه اول
گالری عکس هنرمندان ایرانی و خارجی
pmc bax
همه چي براي دانلود
الكسا
آموزش حرفه ایی فتوشاپ با یادگیری تضمینی
فیس دانلود
پرتال دانلود و سرگرمی تک بیست
آسه آسه ريزه ريزه
همايون كده
امان كده
زد باز
زر طلا

صفحات اضافه
باكس دوستان
مسابقه و نظرسنجي
ليست برندگان
ويدئو پرداخت
جستجو ها در گروه اينترنتي جرقه داتكو
رتبه گروه اينترنتي جرقه داتكو در الكسا
زمان پايداري گروه اينترنتي جرقه داتكو
سئو گروه اينترنتي جرقه داتكو
تبادل بنر
دعو نامه پرشين گيگ
سياه چاله گروه اينترنتي جرقه داتكو
ارسال پيامك رايگان جرقه داتكو

مشخصات شما در جرقه داتكو

جرقه داتكو به اشتراك بگذاريد
این صفحه را به اشتراک بگذارید

مترجم گروه اينترنتي جرقه داتكو

خبرنامه جرقه داتكو





Powered by WebGozar


تقويم جرقه داتكو

موزيك در جرقه داتكو

چت روم جرقه داتكو

هاست رايگان گروه جرقه داتكو

اوقات شرعي جرقه داتكو

تلويزيون جرقه داتكو


آب و هوا در جرقه داتكو

ديكشنري جرقه داتكو


طالع بيني جرقه داتكو

فال حافظ جرقه داتكو

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دريافت کد فال حافظ براي وبلاگ


نرخ فلزات گران بهاجرقه داتكو

نرخ ارز بها جرقه داتكو

آر اس اس جرقه داتكو

مانيتورينگ جرقه داتكو

تعبير خواب جرقه داتكو

 الف
 ب
 پ
 ت
 ث
 ج
 چ
 ح
 خ
 د
 ذ
 ر
 ز
 ژ
 س
 ش
 ص
 ض
 ط
 ظ
 ع
 غ
 ف
 ق
 ک
 گ
 ل
 م
 ن
 و
 ه
 ی

فال انبياي جرقه داتكو

ذكر روز جرقه داتكو

عشق سنج آنلاين جرقه داتكو

 
طراحی توسط گروه اينترنتي جرقه داتكو